|
این هم چهار تا دو بیتی از حافظ به سلیقه خودم
در عشق زنیک و بد ندارم جز غم یک همدم با وفا ندیدم جز درد
یک مونس نامزد ندارم جز غم
وز گردش روزگار می لرز چو بید
گفتی که پس از سیاه رنگی نبود
پس موی سیاه من چرا گشت سفید
وز غصه کناره جوی می باید بود
این مدت عمر ما چو گل ده روز است
خندان لب و تازه روی می باید بود
ن
نی نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
غم در غم در دل تنگ من از آن است که نیست
یک دوست که با او غم دل بتوان گفت
|
|
